دانلود فایل PDF

اصطلاحات استاندارد شماره 8

1. موجودي مواد و كالا :

  • براي فروش در روال عادي عمليات واحد تجاري نگهداري مي شود.
  • به منظور ساخت محصول يا ارائـه خدمات در فرايند توليد قرار دارد
  • به منظور ساخت محصول يا ارائـه خدمات، خريداري شده و نگهداري مي شود
  • ماهيت مصرفي دارد و به طور غيرمستقيم در جهت فعاليت واحد تجـاري مـصرف مي شود.

2. روش های تحصیل کالا :

خرید نقدی : شرکت نارون حساب موجودی کالایی به قصد فروش با شرایط زیر خرید که معاف از مالیات نیست بهای تمام شده این کالا چند ریال است:

بهای خرید                                           1000 +
تخفیفات نقدی خرید                              100 –
تخفیفات تجاری خرید                             200
مخارج حمل کالای خریداری شده             300 +
عوارض گمرکی                                    400 +
مالیات بر ارزش افزوده پرداختی                90
هزینه انبارداری                                    150
جواب   1600

نکته :

 تخفیفات خرید 2 نوع است :

1. نخفیفات تجاری

2. تخفیفات نقدی

هردو از بهای خرید کسر می شود اماتخفیفات تجاری توسط فروشنده کسر شده ولی تخفیفات نقدی توسط خریدار دریافت شده است

از نظر مالیاتی هرگونه تخفیف که در فاکتور درج شود باید صرف نظر از نقدی یا تجاری درج شود

  • حمل به داخل( خرید) جز قیمت تمام شده کالاست
  • حمل به خارج (فروش) هزینه توزیع و فروش است

* مالیات و عوارضی که قابل استرداد است جز بهای کالا نیست اما مالیات و عوارضی که قابل استرداد نیست مانند عوارض گمرکی جز بهای کالاست

* هزینه انبارداری زمانی به بهای تمام شده کالا اضافه می شود که کالا نیاز به پردازش داشته باشد

خرید نسیه :

شرکت یکتا تراز در زمینه خرید و فروش کالا فعالیت دارد کالایی به ارزش 10،000،000 ریال را طی 6 قسط 2 میلیون ریالی تملک نموده بهای تمام شده کالا چند ریال است؟

 

استاندارد :

موجودی کالا 10،000،000

هزینه تامین مالی 2،000،000

حساب پرداختنی /موجودی نقد و بانک 12،000،000

هزینه تامین مالی از نظر مالیاتی پذیرفته شده نیست

مالیاتی :

موجودی کالا 12،000،000

حساب پرداختنی/ موجودی نقد و بانک 12،000،000

نکته

مواد و کالا باید به قیمت خرید نقدی ثبت گردد هرگونه مابه التفاوت نقد و نسیه هزینه تامین مالی است که جز بهای کالا نیست.

 

خالص ارزش فروش :

عبارت است از بهاي فروش (بعد از كسر تخفيفات تجاري ولـي قبـل از

تخفيفات مربوط به تسويه حساب) پس از كسر :

الف) مخارج براوردي تكميل، و

ب) مخارج براوردي بازاريابي، فروش و توزيع.

 

مالکیت موجودی مواد و کالا:

تعیین اینکه کدام اقلام باید در زمره موجودی مواد وکالا قرارگیرد

4. بهاي جايگزيني :

عبارت است از مخارجي كه بايد براي خريد يا ساخت يك قلم موجودي كاملاً
مشابه تحمل شود.

5. ارزیابی:

تعیین اینکه چگونه و چه هنگام موجودی مواد وکالا باید به خالص ارزش فروش منعکس شود.

اندازه گيري موجودي مواد و كالا :

وجودي مواد و كالا بايد برمبناي “ اقل بهاي تمام شده و خالص ارزش فروش ” تك تك اقلام يـا گروه هاي اقلام مشابه،اندازه گيري شود

موجودي مواد و كالا، به بهاي تمام شده اندازه گيري ميشود. چنانچه نتوان به طور معقـول انتظار داشت كه براي بازيافت اين دارايي، درآمدهاي آتي كافي وجود داشته باشد (مثلاً درنتيجه خراب شدن، نابابي يا كاهش در ميزان تقاضا)، مبالغ غير قابل بازيافت بـه عنـوان هزينه كاهش ارزش موجودي مواد و كالا به سود و زيان منظور ميشود. از اين رو، موجودي مواد و كالا به اقل بهاي تمام شده و خالص ارزش فروش انعكاس مي يابد.

بهاي تمام شده موجودي مواد و كالا:

بهاي تمام شده موجودي مواد و كالا بايد دربرگيرنده مخارج خريد، مخارج تبديل و ساير مخارجي باشد كه واحد تجاري در جريان فعاليت معمول خود، بـراي رسـاندن كـالا يـا خدمات به مكان و شرايط فعلي آن متحمل شده است

مخارج خريد :

مخـارج خريـد شامل بهـاي خريـد و هر گونه مخارج ديگري از قبيل حقوق و عـوارض گمركي و حمل است كه مستقيماً به خريد مربوط ميگردد. تخفيفـات تجــاري از بهـاي خريـد كسـر ميشود

برخي مخارج به شرح زير در صورت احراز شرايط مربـوط، قابـل احتـساب در مخـارج خريد است:

الف) مخارج تأمين مالي واردات مواد و كالا به صورت اعتباري از نوع يوزانس به شـرط آنكه به موجب مقررات موضوعه، واردات مزبور به صورت نقدي مجاز نباشد.

ب) در شرايط استثنايي طبق الزامات استاندارد حسابداري شماره 16 بـاعنوان تـسعير ارز، مابهالتفاوتهاي ريالي مورد مطالبه ناشي از افزايش قابل ملاحظه نرخ رسمي ارز (مـثلاً از شناور به صادراتي)، به شرط اينكه تخصيص آن به آحاد بهاي خريد مواد و كالاي مربوط امكانپذير باشد.

مخارج تبديل :

مخارج تبديل شامل مخارجي است كه مستقيماً به اقلام توليدشده مربوط ميگـردد (ماننـد كار مستقيم).

مخارج تبديل همچنين شامل سربار توليد (اعم از ثابت و متغير) اسـت كـه براي تبديل مواد اوليه به محصول يا ارائه خدمات واقع مي شود.

سربار توليد اعم از ثابت و متغير با روشي سيستماتيك به محصولات تخـصيص مـييابـد. سربار ثابت توليد، آن بخش از مخارج غيرمستقيم توليد است كه عليرغم تغييـر در حجـم توليد نسبتاً ثابت ميماند، مانند استهلاك و مخارج نگهداري ساختمان و تجهيزات كارخانه و مخارج مديريت كارخانه. سربار متغير توليد آن بخش از مخارج غيرمستقيم توليد اسـت كه متناسب با تغيير حجم توليد تغيير مييابد، مانند مواد و دستمزد غيرمستقيم.

سربار ثابت توليد برمبناي ظرفيت معمول فعاليت واحد تجاري تخصيص مييابد. ظرفيـت معمول بيانگر متوسط محصولي است كه انتظار ميرود در شرايط عادي (با در نظر گـرفتن توقفات توليد ناشي از تعميرات و نگهداري برنامهريزيشده) طي چند دوره يا فصل، توليد شود. براي تخصيص هزينه هاي سربار ثابت توليد ميتوان از سطح واقعـي توليـد اسـتفاده كرد به شرط آنكه سطح مزبور تقريباً نزديك به سطح معمول فعاليت واحد تجـاري باشـد. بايد توجه داشت عامل تعيينكننده در تخصيص سربار ثابت توليد برمبناي سـطح معمـول فعاليت، اين است كه مخارج مربوط به ظرفيت بلااستفاده بايد در دوره وقـوع بـه عنـوان هزينه عملياتي و پس از سود ناخالص در صورت سود و زيان منعكس شود.

جهت تعيين سطح معمول فعاليت واحد تجاري عوامل زير را بايد درنظر داشت:

الف) ميزان توليد مورد نظر طراحان دستگاههاي توليدي و مديريت واحد تجاري، تحـت شرايط كار حاكم در طول سال (مثلاً يك نوبتكاري يا دونوبتكاري)

ب) بودجه سطح فعاليت سال تحت بررسي و سال بعد از آن

ج ) سطحي از توليد كه واحد تجاري در سال تحت بررسي و نيـز در سـالهاي گذشـته عملاً به آن دست يافته است. اگرچه تغييرات موقت در سطح فعاليت را ميتوان ناديده گرفت، بـا ايـن حـال تغييـرات مداوم بايد به تجديد نظر در آنچه قبلاً معمول شناخته شده منجر شود.

يكي از دلايلي كه گاه در رابطه با عدم شمول مخارج سربار خاصي در بهـاي تمـام شـده عنوان ميشود، لزوم اتخاذ برخورد محافظه كارانه در ارزشيابي موجودي مواد و كالا است. چنانچه تعيين مبلغ موجودي مواد و كالا در شرايط واحد تجاري مـستلزم اعمـال احتيـاط باشـد، احتيـاط لازم در تعيين خالص ارزش فروش و نه از طريق حذف مخـارج سربـار خاصي از بهـاي تمام شـده اعمـال ميشـود.

در فراينـد توليـد ممكن است همزمـان بيش از يك محصـول توليـد شـود. بـراي مثـال، اين وضعيت زماني مصداق دارد كه محصولات مشترك يا يك محصول اصـلي همـراه بـا يك محصول فرعي توليد ميشود. در مواردي كه مخارج تبديل هر محصول جداگانه قابل تشخيص نباشد، اين مخارج برمبنايي منطقي و يكنواخت به محصولات تخصيص مييابـد. براي مثال، ممكن است از ارزش نسبي فروش هر محصول در مرحلهاي از فرايند توليد كه محصولات به طور جداگانه قابل تشخيص باشد و يا در زمان تكميل توليد، به عنوان مبناي تخصيص استفاده شـود. در اغلب مـوارد، محصـولات فرعي ماهيتـاً كم اهميت اســت،از اين رو اين محصولات به خالص ارزش فروش اندازهگيري و مبلغ حاصل شده از بهاي تمام شده محصول اصلي كسر ميشود. در نتيجه مبلغ دفتـري محـصول اصـلي بـا بهـاي تمام شده آن، تفاوت با اهميتي ندارد.

روشهاي هزينه يابي معمولاً چنان طراحي مي گردد

تا اطمينان حاصل شود كليه مخارج مربـوط به مواد مستقيم، كارمستقيم و ساير مخارج مستقيم به نحوي مناسـب، مـشخص و بـر مبنـايي منطقي و يكنواخت به حساب گرفته شود. اما در تخصيص مخارج سربار، مسائلي بروز ميكند كه معمولاً مستلزم اعمال قضاوتهاي شخصي در انتخاب يك قاعده مناسب است.همچنين در تخصيص مخارج دواير خدماتي مركزي، ممكن است مسائلي بروز كند

مبناي تخصيص چنين مخارجي بايد ميزان خدماتي باشد كه در رابطه با عمليات مختلـف ارائـه ميشود. براي مثال، دايره حسابداري معمولاً در خدمت عمليات زير است:

الف ) توليد (از طريق پرداخت حقوق و دستمزد مستقيم و غيرمستقيم توليدي، كنترل خريد و تهيه صورتهاي مالي ادواري براي واحدهاي توليدي)

ب )بازاريابي و توزيع (از طريق تجزيه و تحليل فروش و كنترل دفتر يا كارتهاي معـين فروش)،

ج) مديريت عمومي (از طريق تهيه گزارشهاي داخلي خاص مديريت، صورتهاي مالي و بودجههاي سالانه، كنترل منابع نقدي و برنامهريزي سرمايهگذاريها). از كل مخارج دايره حسابداري، تنها آن بخش بايد در محاسبه مخارج تبديل منظور شـود كه بتوان آن را به گونهاي منطقي به عمليات توليد تخصيص داد.

ساير مخارج

ساير مخارج تنها تا ميزاني كه آشكارا به رساندن موجودي مواد و كالا به مكان و شـرايط فعلي آن مربوط است به عنوان بخشي از بهاي تمامشده موجوديها منظور ميشود.
موارد زير، نمونه هايي از مخارجي است كه در بهاي تمام شده موجوديها منظور نميشود و در دوره وقوع به عنوان هزينه شناسايي ميگردد:

الف) مبالغ غيرعادي مربوط به ضايعات مواد، دستمزد و ساير مخـارج توليـد (ضـايعات قابل كنترل)

ب)مخارج انبارداري باستثناي مخارجي كه در فرايند توليد براي انبارداري محـصولاتي كه نياز به پردازش بيشتر دارند، انجام ميشود.

ج) سربار اداري كه در رساندن موجوديها به مكان و شرايط فعلي نقشي ندارد.

د) مخارج فروش

مخارج مديريت عمومي، برخلاف مديريت عملياتي، مستقيماً به توليد جاري مربوط نمي شود و لذا نبايد در مخارج تبديل (و درنتيجه، در بهاي تمام شده موجودي مواد و كـالا) منظـور گردد. در مورد واحدهاي تجاري كوچكتر كه مديريت معمولاً در اداره روزانه هـر يـك از عمليات مختلف نقش دارد، ممكن است در تفكيك مخارج سربار مديريت عمومي، مـسايل خاصي در عمل بروز كند.

در چنين واحدهايي، مخارج مديريت را ميتـوان بـا اسـتفاده از مباني مناسب، بهگونهاي منصفانه به عمليات توليد، بازاريابي، فروش و اداري تخصيص داد

در شرايطي خاص، مخارج تأمين مالي را ميتوان در بهاي تمام شده موجوديها منظور كرد. اين شرايط در استاندارد حسابداري بهاي تمامشده موجوديها در واحدهاي خدماتي

بهاي تمام شده موجوديها در واحدهاي خدماتي

اساساً دستمزد و ساير مخارج كاركنـاني كـه مستقيماً در ارائه خدمات مربوط مشاركت داشته اند و نيز سربار قابل تخصيص را دربر ميگيـرد. دستمزد و ساير مخارج مربوط به كاركنان اداري و فروش در بهاي تمام شـده خـدمات ارائـه شده منظور نميشود بلكه در دوره وقوع به عنوان هزينه شناسايي ميگردد. شماره 13 بـا عنـوان حـسابداري مخـارج تـأمين مـالي مشخص شده است.

بهاي تمام شده توليد كشاورزي برداشت شده از داراييهاي زيستي

طبق استاندارد حسابداري شماره 26 ،با عنوان فعاليتهاي كشاورزي توليدات كـشاورزي كـه توسط واحد تجاري از داراييهاي زيستي برداشت ميشـود، در شـناخت اوليـه بـه ارزش منصفانه پس از كسر مخارج برآوردي زمان فروش اندازهگيري ميشـود. بـراي بكـارگيري اين استاندارد، اين مبلغ، بهاي تمام شده موجودي در آن تاريخ است.

روش های ثبت حسابداری

1- ادواری

2- دائمی

 

ثبت حسابداری بصورت ادواری :

زمان ورود  100 عدد

خرید مواد وکالا

حساب پرداختنی /موجودی نقد و بانک

زمان فروش 70 عدد

حساب دریافتنی/ موجودی نقد و بانک

فروش

خروج کالا

ثبتی ندارد

 

پایان سال

موجودی مواد و کالا                          30           (انبارگردانی)

بهای تمام شده کالای فروش رفته       70

خرید مواد و کالا               100

 

ثبت حسابداری بصورت دائمی

زمان ورود

موجودی مواد و کالا 100

موجودی نقد و بانک /حساب پرداختنی

زمان فروش

موجودی نقد و بانک/ حساب دریافتنی

فروش

خروج کالا

بهای تمام شده کالای فروش رفته

موجودی مواد و کالا 70

پایان سال

ثبتی ندارد

 

نکته :

در سیستم ادواری ورود کالا ثبت می گردد اما ثبت بهای تمام شده کالای فروش رفته در پایان هر دوره همزمان با شمارش موجودی باقیمانده ثبت می گردد و شناسایی می شود
اما در سیستم دائمی هم ورود و هم خروج کالا ثبت می شود در این سیستم بهای تمام شده کالای فروش رفته همزمان با خروج کالا ثبت می شود اما عملا” سند بهای تمام شده کالای فروش رفته که براساس حواله انبار ثبت می شود در پایان هرماه با جمع آوری حواله های انبار یکبار در ماه ثبت می شود

نکته:
در سیستم ادورای هزینه ها کمتر است اما در سیستم دائمی کنترل های داخلی قویتر است

 

روشهاي محاسبه بهاي تمام شده

براي محاسبه بهاي تمام شده موجودي مواد و كالا روشهاي مختلفي با آثار متفاوت به كار گرفته ميشود. اين روشها از جمله شامل موارد زير است:

الف . اولين صادره از اولين وارده(fifo)

اولين صادره از اولين وارده عبارت است از محاسبه بهاي تمام شده موجودي مواد و كـالا براين اساس كه تعداد موجود، بيانگر آخرين خريدها يا آخرين توليدات است
سود بیشتر

ب . ميانگين موزون

ميانگين موزون عبارت از محاسبه بهاي تمام شده موجودي مـواد و كـالا براسـاس اعمـال بهاي متوسط در مورد واحد موجودي اسـت. ميـانگين مـوزون از تقـسيم مجمـوع بهـاي تمام شده واحدهاي موجودي به مجموع تعداد واحدهاي آن موجودي محاسبه ميگـردد و ميتوان از طريق محاسبه دايمي (ميانگين موزون متحـرك) يـا محاسـبه ادواري (ميـانگين موزون سالانه، شش ماهه و…) به آن دست يافت.

میانگین اگر در سیستم ادواری به کار رود یکبار محاسبه می شود( در پایان سال) لذا به آن میانگین موزون ساده گویند
اما اگر دائمی بکار رود به آن میانگین موزون متحرک گویند

ج . شناسايي ويژه

شناسايي ويژه روشي است كه در آن مخارج مختص هر يك از اقلام موجودي به آن قلـم اختصاص مييابد. اين روش براي اقلامي مناسب است كه صـرفنظر از فراينـد خريـد يـا توليد قابل تشخيص هستند. اما كاربرد اين روش در مواردي كه اقلام متعددي از موجودي مواد و كالا از يكديگر قابل تفكيك نباشند، مناسب نيست.
این روش بهترین روش است اما با این نکته که روشی پر هزینه و زمانبر است زیرا نیاز به سیستم پلاک گذاری دارد
لذا برای کالاهایی به کار می رود که در ظاهر مشابه اما از نظر ارزش بسیار متفاوتند مثل طلا

د . اولين صادره از آخرين وارده(lifo)

اولين صادره از آخرين وارده عبارت است از محاسبه بهاي تمام شده موجودي مواد و كالا براين اساس كه تعداد موجود بيانگر اولين خريدها يا اولين توليدات است.

ه . موجودي پايه

موجـودي پايـه عبـارت است از بهاي تمام شده موجودي مواد و كالا براين اسـاس كـه يك ارزش واحد ثابت به بخشي از موجوديها كه تعداد آن از پيش تعيين شده است نـسبت داده ميشود و موجوديهاي اضافه براين تعداد به روش ديگري ارزشيابي ميگردد. اگر تعداد واحدهاي موجود، كمتر از حداقل از پيش تعيين شده باشد، ارزش واحد ثابت در مورد كل تعداد موجودي اعمال خواهد شد.

و . خرده فروشي

روشهاي مورد استفاده جهت تخصيص بهاي تمام شده به موجودي مواد و كالا بايد چنـان انتخاب شود كه براي مخارجي كه واحد تجاري براي رساندن كالا به مكان و شرايط فعلي آن واقعاً متحمل شده است، منصفانهترين تقريب ممكن را فراهم آورد.

بهاي تمام شده موجودي مواد و كالا بايد با استفاده از روشهاي “ شناسايي ويژه”، “ اولين صـادره از اولين وارده” يا “ ميانگين موزون” محاسبه شود.
روشهايي از قبيل “ موجودي پايه” و “ اولـين صـادره از آخـرين وارده” معمـولاً جهـت ارزشيابي موجودي مواد و كالا مناسب نيست. زيرا كاربرد آنها اغلب منجر به مبالغي بابت موجودي مواد و كالا در ترازنامه خواهد گرديد كه هيچ رابطهاي با سـطح اخيـر مخـارج ندارد. در صورت استفاده از روشهاي مذكور، نه تنها مبالغ منعكس شده بابـت داراييهـاي جاري گمراه كننده است بلكه اگر سطح موجوديها كاهش و قيمتهاي قديميتر بـه سـود و زيان راه يابد، نتايج بعدي نيز به طور بالقوه مخدوش خواهد شد.

تكنيكهايي مانند روش هزينه يابي استاندارد براي محاسبه بهاي تمام شـده محـصولات يـا روش خرده فروشي براي كالاها، هنگامي ميتواند به خاطر سهولت كار مورد استفاده قرار گيرد كه نتايج حاصل از بكارگيري آن همواره با نتايجي كه طبق بند 29 به دست ميآيـد، تقريباً يكسان باشد.

هزينه يابي استاندارد عبارت است از محاسبه بهاي تمام شده موجودي مواد و كالا براسـاس هزينه هاي از پيش تعيين شده براي هر دوره كه برمبناي تخمينهاي مـديريت درخـصوص سطوح مورد انتظار هزينه ها و عمليات، كارآيي عملياتي و مخارج مربوط محاسبه مي گردد.

در مورد واحدهاي خرده فروشي كه تعداد زيادي كالاهاي متفاوت و سريعاً در حال تغييـر دارند، كالاهاي موجود در محوطه واحدهاي مزبور اغلب برحسب قيمت فروش بـه كـسر درصد معمول براي سود ناخالص منعكس ميشود. در چنين شرايط خاصي، ايـن روش را (كه به روش خرده فروشي موسوم است) ميتوان به عنوان تنها روش عملي براي رسـيدن به رقم تقريبي بهاي تمام شده، قابل قبول دانست.

در اغلب موارد، نميتوان مخارج را به هريك از واحدهاي مشخص موجودي مواد و كـالا نسبت داد. در تعيين نزديكترين تقريب براي بهاي تمام شده، واحد تجاري بـا دو مـسئله مواجه مي گردد:

الف. انتخاب روش مناسب براي تخصيص هزينه ها به موجودي مواد و كالا (مانند روشهاي هزينه يابي سفارش كار، هزينه يابي مرحله اي و هزينه يابي استاندارد)
ب . انتخاب روش مناسب براي محاسبه بهاي تمام شده مربوط در مواردي كـه تعـدادي اقلام مشابه در زمانهاي مختلف خريداري يا ساخته شده است (مانند روش ميانگين موزون يا اولين صادره از اولين وارده.

در انتخاب روشهايي كه در فوق ذكر شد، مديريت بايد با اعمـال قضاوت، اطمينان حاصل كند كه روشهاي انتخاب شده، منصفانه ترين تقريب ممكن را براي بهاي تمام شده فراهم ميآورد. به علاوه، در صورت استفاده از روش هزينه يابي اسـتاندارد، مبالغ حاصل از اين روش بايد به منظور حصول اطمينان از وجود رابطه اي معقول بـين ايـن مبالغ و بهاي تمام شده واقعي در دوره مالي مربوط، مكرراً تجديد نظر شود.

روش ارزشیابی پایان دوره حسابداری :

در این روش کالایی که با روش بهای تمام شده بر اساس fifo ، میانگین ، شناسایی ویژه ارزشیابی شده با قیمت بازار مقایسه می شود که مبادا افت قیمت داشته باشد
اگر کالای ما در بازار افت قیمت بیابد باید به اندازه افت قیمت زیان کاهش ارزش شناسایی و ذخیره منظور گردد.
در این روش قیمت کالا را با بازار مقایسه می کند روش اقل بهای تمام شده و خالص ارزش فروش گویند.
مثال
سود زیان ارزشیابی به روش اقل در هرسال چند ریال است.

موجودی کالابهای تمام شدهخالص ارزش فروشسود (زیان)ذخیره کاهش ارزش
سال اول5،000،0004،900،000(100،000)100،000
سال دوم6،000،0005،700،000(200،000)300،000
سال سوم4،000،0003،800،000100،0000200،000
سال چهارم5،500،0007،000،000200،0000
سال پنجم6،000،0006،400،00000

مثال:

نوعتاریخمقدارفیکل مبلغ
خرید01/01/9920005001،000،000 
خرید02/01/991000600600،000 
خروج 1

خرید

05/01/99

07/01/99

700

500

XXX

700

Xxx

350،000

 

 

خروج208/01/99600YYYYYY 

 

میانگین

میانگین

               533 =  3000÷ ( 1000000+600000)

خروج 1:

                  373100=  523* 700                 XXX

ادواری

557       =3500÷   (350،000 + 1000000+600000)

دائمی

563=2800 ÷ (373100-350،000+ 1000000+600000)

 

به ازای هرخروج انبار یکبار باید میانگین بگیریم

خروج 2دائمی

373100+337800 =710،900

خروج 2 ادواری

724،100= 557 * (700+600)

FIFO              کل           فی       مقدار

300،000 =500 *600
350،000 =500 *700
650،000=300،000 +350،000

 

LIFO               کل           فی        مقدار

350،000 =700 *500
420،000 =600 *700
60،000 =600 *100
830،000=350،000+420،000+60،000

 

Fifo ———--> میانگین دائمی ————> میانگین ادواری ————--> lifo

به این مطلب امتیاز دهید
[مجموع: 1 میانگین: 5]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نیاز به کمک داری? با ما تماس بگیرید